آخرین اخبار

میراث جلال آل‌احمد برای روشنفکران

18:00:38 1396/06/18


خانم آنه ماري شيمل، خاورشناس و اسلام­ پژوه معروف آلماني هم با توجه به همين ويژگي، علامه اقبال لاهوري را به منشوري تشبيه کرده است که انوار گوناگوني از آن ساطع مي شود. اين تشبيه را مي توان براي زنده ياد جلال آل احمد نيزبه کار برد، زيرا جلال آل احمد هم در مدت کوتاه عمرش (11 آذر 1302 تا 18 شهريور 1348 )، به موضوعات مختلفي پرداخته و در زمينه هاي متعدد و متنوعي کار کرده و در نتيجه، توانسته است علاوه بر ده ها درس­گفتار، سخنراني، يادداشت، مقاله و مصاحبه با نشريات مختلف، بيش از 40 عنوان کتاب در زمينه هاي گوناگون بنويسد و ترجمه کند. اما در ميان آثار آل احمد، دو اثر تحقيقي مهم به نام هاي "غرب­زدگي"و "در خدمت و خيانت روشنفکران"وجود دارد که حرف‌هاي تازه اي را مطرح کرده اند و فصل تازه اي رادرتاريخ انديشه‌‌هاي سياسي معاصرگشوده اند. نظريه هيجان ­انگيز "غرب‎زدگي"که نخستين بخش آن در خرداد 1341 چاپ شد، يک مانيفست سياسي- اجتماعي جسورانه است که هم سياستهاي استعماري غرب و کشورهاي اصطلاحاً پيشرفته را مورد انتقاد قرار مي دهد و هم وادادگي و سرسپردگي روشنفکران جوامع شرقي را. آل احمد در ابتداي اين کتاب يادآور شده است که تعبير "غرب­زدگي"را از استاد احمد فرديد گرفته، ولي منظور خاص خودش را بر آن بار کرده است. منظور مرحوم آل احمد از کاربرد اين تعبير نيز شرح يک بيماري است، به قول خودش: «همچون وبازدگي، و اگر به مذاق خوش نيست، بگوييم همچون گرمازدگي يا سرمازدگي، اما نه، دست کم چيزي است در حدود سِن­زدگي.» بعد توضيح مي دهد: «ديده ايد که گندم را چطور مي پوساند؟ از درون، پوسته سالم برجاست، اما فقط پوست است، عين همان پوستي که از پروانه اي بر درختي مانده.» بعد نتيجه مي گيرد: «به هر صورت، سخن از يک بيماري است، عارضه اي که از بيرون آمده و در محيطي آماده براي بيماري رشد کرده.» وي سپس زمينه هاي بيروني و دروني اين عارضه را از نقطه نظرهاي تاريخي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي و غيره
مي کاود و بحث را گسترش مي دهد تا به ترسيم خطوط چهره يک غرب­زده نوعي مي رسد: «آدم غرب­زده هُرهُري مذهب است،به هيچ چيزاعتقادندارد،امابه هيچ چيزهم بي‌اعتقادنيست. يک آدم التقاطي است ونان به نرخ روزخوراست.همه چيزبرايش علي‌السويه است. خودش باشدوخرش ازپل بگذرد،ديگربودونبودپل هيچ است...»

کتاب "در خدمت و خيانت روشنفکران"هم يک اثر تحقيقي ساختارشکنانه همچون کتاب قبلي است،يک مطالعه باليني خاص بر روي اعضاي جامعه روشنفکري کشور. آل احمد در اين کتاب زواياي ديگري ازآثار و عوارض همان بيماري را مي کاود و وضعيت بيمار، يعني روشنفکر غرب­زده را بدين صورت گزارش مي دهد: «روشنفکر ايراني از اوان آشنايي با فرنگ تا به امروز، مدام گرفتار يک تسلسل و دور احمقانه است، ميان حکومت و روحانيت... از قضيه تنباکو بگير تا امروز در تمامي اين صدساله، روشنفکر ايراني با هوايي از اروپا وآمريکا در سر، مردد ميان قدرت حکومت ها و عزلت عارفانه، خسته از مردم و بي­ خبري شان و کلافه از روحانيت، در آخرين دقايق حساس برخوردهاي سياسي ميان روحانيت و حکومت، اغلب طرف حکومت را گرفته است، چرا که تنها حکومت ها قادر بودند به اتکاي پول نفت، بهترين مزدها را به او و آرائش بدهند و در مقابل آراء تعديل شده او، رفاه زندگي اش را تأمين کنند...»

انتشار اين دو اثر شجاعانه در سال هاي قبل از انقلاب مثل انفجار دو بمب صدا کرد، مثل آبي که به قول نيما در خوابگه مورچگان ريخته باشند، يا نورافکني که ناگهان در دهليزي تاريک روشن شده باشد به قصد نورتاباندن بر زواياي پنهان يک فاجعه. به همين علت،خيلي از روشنفکران چرتشان پاره شد، چشم ها را باز کردندو به دست و پا افتادند براي نشان دادن واکنش، واکنش هايي از هر نوع و جنس و مقدار. و اين بازشدن چشم ها و به چالش کشيده شدن انديشه هاي نخبگان و روشنفکران کشور،دقيقاً همان چيزي بود که آل احمد مي خواست و به دنبالش بود.

زنده ياد جلال آل احمد با انتشار اين دو اثر که هنوز هم مثل شمشير دا موکلس در بالاي سر نخبگان و روشنفکران کشور در نوسانند، اولاً نشان داد که وظيفه يک روشنفکر چيست و خط قرمزهايش کجاست، ثانياً نشان داد که يک روشنفکر براي بيان آنچه حقيقت مي پندارد، بايد بدون ترديد و مجامله دست به کار شودو در اين راه چنان بجنگد که گويي از جان خودش دفاع مي کند.

به نظرنگارنده، اين دو اثر که آستانه درک انديشه هاي سياسي- اجتماعي آل احمد مي باشند، قابليت آن رادارندکه به عنوان دو ميراث مکتوب آل احمدبراي روشنفکران شناخته شوند. در اين دو کتاب بسياري از مسايل و مشکلات جدي جامعه ايران و ديگر جوامع در حال توسعه که هنوز حل نشده اند و موضوعيت دارند و همچنين تجارب جامعه روشنفکري کشور در دهه‌هاي پيشين، همراه با نقاط قوت و ضعف آنها و راه حل هاي مربوطه مطرح شده اند. بنابراين، عقلانيت حکم مي کند که روشنفکران کشور حتي اگر با عقايد و نظريات آل احمد در زمينه مسايل فرهنگي، سياسي و اجتماعي موافق نيستند، حداقل سنت روشنفکري را محترم بشمارند و اين واقعيت را منصفانه بپذيرند که وجود فردي چون آل احمد براي تقويت نهادروشنفکري کشوروارتقاي سطح آن درجامعه مفيدوموثربوده، چون وي نهاد مزبوررا به موقع عيب يابي و آسيب شناسي کرده و تجارب روشنفکران دوره هاي پيشين را به صورتي علمي و مستند تدوين و تنظيم نموده و مجموعه آنها را براي آيندگان به يادگار گذاشته است تا پيمودن راه براي آنان آسان تر و کم ­هزينه تر باشد. در حال حاضر نيز چنانچه نظريات انتقادي و راه حل‌هاي پيشنهادي اوبدون حب و بغض خوانده و بازخوانده شوند و مورد بحث و نقد و نظر قرار گيرند،اولاً سطح تحمل و توانايي گفتگو و تعامل را در روشنفکران و نخبگان جامعه بالا خواهند برد، ثانياٌ به آنها فرصت خواهند داد تا بدبينيها، تکروي ها وبرخوردهاي شخصي راکناربگذارند و باهمدلي و وحدت و کاهش تنش هاي دروني،به قدرت بالاتري دست يابند تا بتوانند کارهايي را که تا کنون به خاطر همان نقاط ضعف و از جمله به علت ناتواني در برقراري رابطه با بدنه جامعه،نتوانسته‌اند انجام بدهند، به تدريج به سرانجام برسانند. اينگونه اقدامات مآلاً باعث تلطيف محيط سياسي وايجادفضاي رواني سالم وامن براي جامعه شده و به عبور جامعه از مرحله گذار کمک خواهند کرد و در عين حال، اهداف جريان روشنفکري کشور را که همانا اعتلاي سطح فرهنگي و برقراري صلح و امنيت و رفاه بر پايه عدالت است، دست يافتني تر خواهند ساخت /6262


تله سینما

خبرآنلاین

عناوین تصادفی